|
۱)بعد دانشگاه آزاد و پیام نور چشمم به دانشگاه خودمون هم روشن شد با لغو امتحانای شنبه یکشنبه!!!! من نمیدونم مگه نمیدونستن یه انتخاباتی هست و بهتره فردا پس فرداش امتحان نباشه!! من که حالاامتحان نداشتم اما از بی برنامگی اینا بدم میاد خب!! یه بنده خدایی که اولین امتحانش یه درس سخته و احتمالا تمام هفته رو روی اون تمرکزکرده آلان چه حالی میشه!!! البته خب راه دوری که نمیره اخرین امتحانش میشه اما ... ۲)رای خانواده ما معلوم شده داداشه هم که رای نمیده!! امروز چقدر به مغزم فشار اوردم ببینم اولین رای دادن ریس جمهورم کی بوده دیدم سنم به همین دولت نهم قد داده!! یادمه دوره هشتم مسابقات نمیدونم چیه!؟ فوتبال بود ! ما هم اون موقع دبیرستان بودیم سوم! این آقای مهدی سلوکی اون موقع(بهزاد آن زمان)یه برنامه واسه انتخابات داشت!! به نظرم چقدر اون برنامه رو قشنگ اجرا میکرد اون موقع نوجون بودیم خب!! ۳)اامان ا ز این اس ام اسای انتخاباتی !!من که نگهشون میدارم چهار سال دیگه یا در طی چهار سال آتی ببینم خنده دارن یا گریه دار!! ۴)امشب عقدکنان یکی از دوستامه که تو عوالم نوجوانی میشد مادربزرگ من!! ۵)والا من که خسته شدم از بس هرشبکه ای زدم یا این آقای نوری داشت میخوند ما برای بوییدن شاخه گلی چه سفرها کرده ایم.. یا این سالار اینا داشتن میخوندن(چقدم آّهنگش قشنگه!) یااین روزبه (؟)... والا هزچی از حدش بدر بره جواب عکس میده ها! ازما گفتم بود!! + نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388 توسط ساکورا |
|