|
یادمه دبیرستان که بودم یه متنی درباره امام نوشتم .
فرستادم واسه یه مجله ای. متن خیلی تاپی نبود اما حس واقعی یه دختر پانزده شونزده ساله بود. آرامش چهره امامو خیلی دوست داشتم.آلانم همین طورم . امروز وقتی لابلای اون همه عکس و پلاکادر سبز صورتی بنفش و قرمزورنگین کومونی چشمام خورد به یه پیرمرد مهربون بدجور یاد احساس اون متنم افتادم!!! شاید بازم نوشتم! + نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388 توسط ساکورا |
|