|
مامانم زنگ زده میگه این میشاتو خیلی وحشی شده من : دیگه حریفش نمیشم نمیدونی چقدر اذیت میکنه شبا مگه میره تو جاش!!!دایم جفتک میندازه!! تازه یه بارم کتک خورده !!! ۲)برگرد !!!این روزای بی تو ....نمی خوامشون!!! دل تاب تنهایی ندارد باور نکن تنهایی ات را هرجای این دنیا که باشی من با توام تنهای تنها من با توام هر جا که هستی حتی اگر با هم نباشیم حتی اگر یک لحظه یک روز با هم در این عالم نباشیم... + نوشته شده در پنجشنبه سی ام آبان 1387 توسط ساکورا |
۱)خوش به حال میشا که اولین برف زندگیشو دید !!!دلم میخواست واکنششو می دیدیم!!! داداشم میگه خیلی رفته قاطی مرغا!!! گمونم بریم بیاریمش واسه خودش یه پا خرگوش تخم گذار شده باشه!!!!بعد ادای این بچه ها رو در بیاره نه من نمی ام من میخوام پیش دوستام بمونم صحنه ای ها !!! ۲)فقط میدونم بهت دروغ نگفتم!!!چرا بعد این همه مدت یهو شدم دروغگو!!!باور نمی کنم !!! بازم میگم هر چی آرزوی خوبه مال تو هر چی که خاطره داریم مال من!!! + نوشته شده در شنبه بیست و پنجم آبان 1387 توسط ساکورا |
از آدما فضاها زندگی و روزها و .... درکت میکنم خودم تو این فضا بودم میفهمم چته !! آلان همه چی برات تمومه!!! اما چرا میگی به خدام بگم نمی بخشیش واسه این که همیشه خواست که خدا باشه!! تو کجا رفتی !!!!تا کجا !!!!!
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387 توسط ساکورا |
بلاخره یکی به من گفت :جای میشا خالی نباشه!!! + نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387 توسط ساکورا |
اصلا فکر نمیکردم انقدر دلم براش تنگک بشه!!!! به طرز دهشتناکی آلان حضورش تو خونه حس نمیشه!!! یاد روزی که هی تو ذهنم تصورش میکردم افتادم! آخی ایشالله که بهش خوش بگذره!! داداشم هر روز زنگ میزنه آمارشو میده!!! میخواستیم بیایم چشماش نشون میداد نمی خواد بیاد منم گفتم بمون... نمی دونم هر چی آرزوی خوبه مال تو هر چی که خاطره داریم مال من دلم برات تنگ شده میشا
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آبان 1387 توسط ساکورا |
آب را گل نکنیم!!!
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم آبان 1387 توسط ساکورا |
خسته میشویم!!!!! نانوشته:میشا خیلی دختر خوبی هی داره میشه!!! نانوشته:بلند شو قیصر مرگ به تو نمی آید نانوشته:چشمانم از پاییز خالی و خالیست نانوشته:دل تنگ سه شنبه های دوسال پیش هستیم و صبح جمعه هایش!! نانوشته:باز هم شهروز و خاطره هایی زنده شده نانوشته:خسته نشویم..... هر چی آرزوی خوبه مال تو هر چی که خاطره داریم مال من ساکورااا
+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم آبان 1387 توسط ساکورا |
از تو دور افتادم!!! نانوشته:با یه جمله تمام دردامو گفتم من به یک او نیازمندم!!! + نوشته شده در شنبه چهارم آبان 1387 توسط ساکورا |
عاشق خوابیدن میشا سر ظهرم میخوابه من آروم میشم وقتی نگاش میکنم حس میکنم چقدر رهاست از همه دلبستگی ها!!!! چقدر رهاست از دغدغه ها!!! حتما اونم واسه خودش دغدغه های خرگوشی داره!!!من نمیدونم. هر چی آرزوی خوبه مال تو هر چی که خاطره داریم مال من اون روزای عاشقونه مال تو این شبای بی قراری مال من ساکورا + نوشته شده در پنجشنبه دوم آبان 1387 توسط ساکورا |
|