|
قانعم! غیر "تو" هیچ نمی خواهم. هر چی آرزوی خوبه مال تو هر چی که خاطره داریم مال من اون روزای عاشقونه مال تو این شبای بیقراری مال من + نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387 توسط ساکورا |
هیچ وقت به این فکر نکرده بودم که آفتاب اسم پسره و آفتابه اسم دختر!!!!!!!! هر چی آرزوی خوبه مالِ تو هر چی که خاطره داریم مال من اون روزای عاشونه مال تو این شبای بی قراری مال من ساکورا + نوشته شده در جمعه بیست و دوم شهریور 1387 توسط ساکورا |
خیلی واسم پیش اومده که جایی توی حرفی ، نوشته ای، و هرجایی دیگه ای برمیخورم به حرف خودم . انگار حرف منو داره یکی دیگه میزنه . گاهی خیلی خوبتر از من ،گاهی هم خیلی بدتر . حالا امشب برخوردم به این تیتر "دعوت به مراسم فضاسازی "تو مجله همشهری جوان و یکی از این همه آقایان ِ احسان ها و حرف دل!!و حرف فکرم!!! شما هم بخونید شاید حرف فکر و دل شما هم بود!!!!بسمه الله.. به اش میگویند فضا سازی .یعنی که اگر مثلا توی داستان ات می خواهی بگویی که فلانی آدم عجول و دستپاچه ای است یا مثلا هوا گرم است ،این را مستقیم توی دهن شخصیت ها نگذاری و خیال خودت را راحت کنی . نه، این جوری خواننده ممکن است آن دیالوگ را نخواند یا یادش برود. تازه حتی اگر هم یادش بماند ،حتما احساس بر خوردن به او دست خواهد داد، وقتی که ببیند این گرم بودن هوا یا هول بودن طرف فقط در حرفها رویش تاکید میشود هیچ معادل و مابه ازای خارجی ندارد . و این است که توی کلاس های داستان نویسی همین فضاسازی را یاد می دهند. میگویند ننویس هوا گرم است،به جایش نشان بده که کاراکتر های داستانات مدام آب می خورند نشان بده که پنکه دارد کار میکند ،درباره خراب بودن کولر حرف بزن . ازتعویض پوشال هایش یا اینکه خرید لباس نازک و آستن کوتاه را بیاور توی داستان. به این می گویند تکنیک داستان نویسی. چیزی که توی داستان های قرآنی _14قرن قبل از کلاس ها _در بهترین وجه رعایت شده است. همین داستان یوسف را بروید بخوانید.در یک سوژه کامل ،هیچ کس نگفته است که "وای!یوسف چقدر زیباست." به جایش خیلی هنرمندانه از مجلس زنان مصری حرف زده شده و صحنه بریدن دست به جای ترنج (حتی در روایت همین مجلس هم هیچ کدام از کاراکترها حرف از زیباییی نمی زنند.) در آیه 31 سوره یوس میخوانیم که زن های مصری فقط گفته اند "ان هی الاملک کریم "این بابا فرشته است.بزرگوار است.همین. آن وقت همین صحنه طوری هنرمندانه ،با ظرافت ومنطبق با تکنیکهای داستان نویسی تعریف شده که درتمام سال های بعد از آن یوسف شده است نماد زیبایی. حالا چشمیِ ِدوربین را کمی حرکت بدهید.از 14 قرن قبل بیایید به 14 قرن بعدش. به همین امروز.به جمعه شب هایی که تلویزیون ایران_کشوری که افتخار پیروی از قرآن را دارد_ سریال شده همین داستان یوسف را نشان میدهد. اینجا دیگر خبری از تکنیک های داستان نویسی نیست. دیگر کس سعی نمیکند به خودش زحمت بدهد وبرای نشان دادن زیبایی آن پیامبر خدا فضا سازی بکند. برخلاف خود داستان قرآن اینجا مدام تمام کاراکتر ها جملاتی شبیه این را تکرار میکنند:"وای !چقدر یوسف زیباست." انگار نه انگار که خدا به این داستان لقب داده است "احسن القصص" بهترین داستان ها.بهترین داستان گوییی ها. میدانید نکته آزار دهنده ماجرا کجاست؟ اینکه سریال یوسف دارد از بودجه عمومی کشور ساخته میشود. بودجه عمومی هم که میدانید یعنی چی. یعنی پولی که مال من و شماو همه مان است. من یکی حاضرم سهم من را از این بودجه عمومی به کارگردان سریال یوسف و هر کارگردان دیگری که تکنک های داستان گویی را بلدنیست ،بدهند و در عوض،او چنین سریالی نسازد و بگذارد قصه یوسف هم چنان بهترین قصه ها باقی بماند. من حاضرم این کار را بکنم . شما هم اگر حاضرید اسمتان را زیر همین ستون بنویسید. خودش یک جور تومار می شود،یک جور فضاسازی. به نقل از همشهری جوان آب معدنی اون جعبه دستمال کاغدی رو بیار + نوشته شده در یکشنبه هفدهم شهریور 1387 توسط ساکورا |
دیروز وقتی تو کلاس زبان در جواب این سوال که یکی از عادتهای بدتون رو بگین ؟ من گفتم میشا رو میترسونم معلممون گفت یعنی میری پخ میکنی و از خودش یه ادا اطوارایی در اورد که من ریسه رفتم!!! حالا من فقط پخ نمکنم که ،کلی مرحله داره بستگی داره ُاین میشا خانم در چه وضعیتی باشه اگه خوابیده باشه و چشماش کاملا بسته باشه یهو داد میزنم میشاااااااااااااااا !!!بیچاره همچین میپره !!!البته من اصلا قصد آزارشو ندارم فقط میخوام ببینم این خواب خرگوشی که میگن چی چیه؟؟!!!! اگه هم همین جوری در حال چرت زدن باشه یه عالمه از پشت شیشه واسش شکلک در میارم و بعد در و باز میکنم و کلی با هم دعوا میکنیم !!!!اصلا جای نگرانی نیست همدیگرو نمی زنیم فقط این میشا هی چنگولک میندازه !!!!نقطه ضعفش اینه که جلو چشمش یه چیزی رو مدام تکون بدی خول میشه !!! البته نه به قدر موقعی که خیس میشه !!!!! یه سری القاب هم هست که میشا رو باهاش صدا میکنم خیلی هم بهش میاد !!!!!! نه شما جای من باشین چی کار میکنین !!!یه بار هر چی تلفن رو میزنم تو شارژ دیدم هیچ اتفاقی مبنی بر شارژشدن و اینا نمی افته رفتم زیر میز دیدم سیمش قطع شده و جای دندونای میشا..... شانس اورده شارژر موبایلم اونجا نبوده وگرنه ...... به قول ستایش اگه برق میگرفتش و موهاش میریخت چی!!!اون وقت من با یه دختر کچل چه میکردم ؟؟؟ البته گمونم اینا رو برق نگیره !!!!! خلاصه تا آخر کلاس معلممون میگفتhabite!!!!!! نه rabbite هر چی آرزوی خوبه مال تو هر چی که خاطره داریم مال من(میشا) + نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387 توسط ساکورا |
بازم ماه عسل اومد.
اولین ماه رمضون با هم بودنمون ِ. یه اولین ِناب. هر چی آرزوی خوه مالِ تو هر چی که خاطره داریم مال من اون روزای عاشقونه مال تو این شبای بی قراری مال من مال ما.... + نوشته شده در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387 توسط ساکورا |
مسافرین گرامی:
از دادن پول خرد ما را در خدمات بیشتر یاری فرمایید. مکان:اتوبوس خصوصی + نوشته شده در سه شنبه پنجم شهریور 1387 توسط ساکورا |
این چند روزه هی در گیر انتخابهایی میشم که واقعا نمی دونم کدومش درسته !!!!گاهی هم حتی نمیدونم یکیش غلطه اما من نمی تونم درست رو انتخاب کنم !!!! + نوشته شده در یکشنبه سوم شهریور 1387 توسط ساکورا |
|