|
وای فرزندم!وای پسرم! (1 وای نور چشمم!وای علی اکبرم! وای پاره جگرم!وای همه دلم! وای تمام هستیم! امام با دستهای لرزانش ،خون را ازسروصورت و لب و دندان علی میسترد و با او نجوا میکرد:تو!تو پسرم!رفتی و از غمهای دنیا رها شدی و پدرت را تنها و بی یاور گذاشتی. و بعد خم شد و من گمان کردم به یافتن گوهری. و خم شد و من گمان کردم به بوییدن گلی. و بعد خم شد و من با خود گفتم به بوسیدن طفل نوزادی. و خم شدو من به چشم خود دیدم که لب بر لب علی گذاشت و شروع کرد به مکیدن لبها و دندان های او و دیدم که شانه های او چون ستون های استوار جهان تکان میخورد و میرود که زلزله ای آفرینش را در هم بریزد. و با گوش های خودم ا زمیان گریه هایش شنیدم که: -دنیا پس از تو نباشد،بعد از توخاک برسر دنیا. و با چشمهای خودم بی قراریپسر رادیدم ،جنازه علی اکر را که با این کلام پدر آرام گرفت و فرو نشست: و چه زود است پیوستن من به تو پاره جگرم ،عزیز دلم. به خیمه ها عطش فراگیر بود(2 آب فقط بر لب شمشیر بود جام ِباقی کجاست؟! دست ساقی کجاست؟! اهل حرم در التهابند به ذکر آب آبند 3 ) بابی انت و امی ،لقد عظم مصابی بک فاسئل الله الذی اکرم مقامک و اکرمنی ان یرزقنی طلب ثارک مع امام منصور من اهل بیت ِمحمد صلی الله علیه واله + نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386 توسط ساکورا |
دیشب یه بنده خدایی به برنامه "دو قدم مانده به صبح "پیامک زد :با تشکر از آرایش موهای مجری من که مرده بودم از خنده !! پینوشت:حالا دارم به فاصله بین ماه شهریور تا بهمن فکر میکنم میشه چند ماه!!؟؟ آیا آقای صالح علا ریاضاتش با ما متفاوت است؟ آیا همان طور که خود همیشه میگوید ریاضیاتش خیلی ضعیف است؟؟!! آیا می داند ماه چیست؟ آیا پول ندارند؟ آیا وقت ندارد؟ خب ما رو خلاص میکردی از اول میگفتی گهگاه نامه نه ماهنامه!!! + نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 توسط ساکورا |
۱)حماسه حسینی ۲)آفتاب در حجاب از دستشون ندین!!! دعا کنین من امسال نذری بخورم هر چی آرزوی خوبه مال تو هر چی که خاطره داریم مال من ساکورا + نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم دی 1386 توسط ساکورا |
ستایش و آب معدنی عزیز ستایش و آب معدنی عزیز فردا جای ما خالیست، جای ما کنار بساط اول محرم مادر بزرگمان خالیست. جای ما کنار رسم دیرینه خانواده مان خالیست. جای ما کنار مادر بزرگمان خالیست. جای ما در سرو نقره ای نو خالی است. جای ما در آغاز محرم خالی نیست؟!؟!؟!؟! همین هر چی آرزوی خوبه مال تو هر چی که خاطره داریم مال من اون روزای عاشقونه مال تو این شبای بی قراری مال من ساکورا + نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم دی 1386 توسط ساکورا |
دیدین بعضی از این استادا خیلی بلدن و واقعا استادِ اون درسن!!!؟؟؟اما عمرا بلد باشن درس بدن .واسه خودشون بلدن و حالیشونه .به ما ها که دیگه اصلا کاری ندارن!! بلد نیست حرف بزنه، یاد بده، درس بده، پاشوده اومده اساتید شده...!!! من نمی دونم معیار و انگیزشون از این انتخاب استاد چیه استاد دیگه .بیچاره ما که گیر اینا افتادیم آدم دلش خیلی بیشتر میسوزه هی میان از استادای خودشون واسمون تعریف میکنن خوب آدم دلش می خواد!! من که میگم معلمی با استادی خیلی توفیر داره.خدایا ما را دچار آدمای نا کار بلد نکن.. پی نوشت1:امتاحانا شروع میشه بزودی پی نوشت2:محرم داره میاد گویا امسال متفاوت تر از پیش پی نوشت3:دارم تصمیم میگیرم دوست خوبی باشم اگه دوست خوبی ندارم هر چی آرزوی خوبه مال تو هر چی که خاطره داریم مال من اون روزای عاشقونه مال تو این شبای بی قراری مال من ساکورا + نوشته شده در شنبه پانزدهم دی 1386 توسط ساکورا |
+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم دی 1386 توسط ساکورا |
خیلی...! هر وقت می گفتم پاک کن داری می گفت :آره ،اما سیاهِ صبح/ یه پاک کن سفید گوشه ی جامدادیش هر چی آرزوی خوبه مال تو " هر چی که خاطره داریم مال من اون روزای عاشقونه مال تو این شبای بی قراری مال من" sakora + نوشته شده در چهارشنبه پنجم دی 1386 توسط ساکورا |
دلتنگيهايم شكل تو شده است خوابهايم بوي تو را ميدهد دستم شبيه دستهايت شده راستي دستهايمان چه شكلي بود هر چی آرزوی خوبه مال تو هر چی که خاطره داریم مال من!!؟؟ ساکورا + نوشته شده در یکشنبه دوم دی 1386 توسط ساکورا |
حماقت
همین + نوشته شده در شنبه یکم دی 1386 توسط ساکورا |
|