|
1)چتر تموم آقایون سیاه ِ...چرا!!!؟؟؟ 2)شوق رسیدن تو تنم... تو حجم سرد این قفس منتطر پر زدنم 3)چرا همه از بارون فرار میکنن....!؟؟ 4)خدایی که آدما رو همه زیک دل آفرید ،جایی می خواست واسه خودش تو سینه ها دل آفرید ،می خواست که دل زنده باشه عشقو بهش ارزونی کرد ابر چشا بارونی شدسیل اومدو ویرونی کرد... 5)نمی خوام چشمامو رو هم بذارم فرصت نگاه تو خیلی کمه عمر من به خواستنت نمیرسه همین امشب وقت بی تو مردنه 6)می گن ستاره ها رو شب میشه یک ی یک ی شمرد یه آسمون ش م رد م و اما بازم خوابم نبرد!!! 7)من به یک احسای خالی دل خوشم من به گلهای خیالی دل خوشم 8)بلند شو قیصر مرگ به تو نمی آید! 9)استاد هم چنان بهت میگه سلام عزیزم تو حالت خوبه (با لهجه اصفهونی)که آدم هی دلش میخوادهی بهش سلام کنه. 10)درس از نون شب هم واجب تره... 11)من به دور از او به یک لبخند خرسندم به یک دیدار خوشنودم 12)تو عشق زیبای منی هم من توام هم تو منی 13)حرف رفتن می زنی وقتی که محتاج توام رفتنت آغار ویرانیست حرفش را مزن 14)دلم هوای نامه کرده. بنویس بنویسم؟ 15)همین هر چی آرزوی خوبه مال تو هرچی که خاطره داریم مال من اون روزای عاشقونه مال تو این شبای بیقراری مال من ساکورا + نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 توسط ساکورا |
صبح(هنوز خورشید بالا نیومده) اتوبوس صندلی اول یه برگه از کیفش با دقت دراورد .چند لحظه همین طور توی دستش بو د ،منم فکر کردم حتما نکته درسی، زبانی، چیزیه.....من فقط یه کلمشو می دیدم((اصلاح)) گفتم حتما داره یه چیزی تو مایه های ادبیات می خونه اما..... کاغدو داد دستم و گفت میشه نظرتونو در مورده این عبارت بدونم((جهان با اعمال چند بار خوندم فقط به نظرم عجیب بود... بعد شروع کرد به حر زدن و سوال پرسیدن از دین اخلاق مردم که همه چی رو یادشون رفته کمرنگ شدن خیلی چیزا وووووووامام زمان یا به قول خودش قایم موعود و نیاز به دین تازه در هر مرحله وووو ظهور معتقد بود الان نیازه پیامبر جدیدی بیاد آخرشام نتیجه گرفت که ظهور کرده یه چیزایی هم از مسیحیتو،، بهایی(نمیدونم این چیه!!!) گفت. خستم کرد خیلی..... خورشید بالا اومد خیابون من :چرا باید روز تولدم یکی از این حرفا بهم بزنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ وفکر.............................. پیوست:ممنون از ستایش ،آب معدنی ،آب معدنی آنی ودوستان همسایگان و اقوام که به دنیا اومدنم براشون فرق داشته.... ممنون همین هر چی آرزوی خوبه مال تو هر چی که خاطره داریم مال من اون روزای عاشقونه مال تو این شبای بی قراری مال من ساکورا + نوشته شده در دوشنبه نوزدهم آذر 1386 توسط ساکورا |
زغبار این بیابان؟؟!!! همین هر چی آرزوی خوبه.... هر چی که.... اون روزای .... این...... + نوشته شده در جمعه شانزدهم آذر 1386 توسط ساکورا |
|