|
دنیا عجیب است و عجیب تر از دنیا غفلت ما در ان است. امام علی{ع} برای چشم های تو تصویرر کوچکی از من گمان نکنم ایرادی داشته باشد.همین تصویر کوچک برایم بس است.برای دل کوچک من بس که در چشمان شبرنگ تو خود را ببینم.هنوز اندیشیدن به نامت به وجودت به تو دیواره های دلم را به صدا در میاورد.اخر تپیدن دلم برای تو مثل همیشه تپیدنش نیست. اینو وقتی نوشتم که هنوز این اتفاقا نیوفتاده بود .نمی دونم بالاخره کی می خواد پا پیش بذاره تابازم با هم باشیم.نمیدونم.تنها چیزی که الان میخوام دوری .از تو خودمون.نمیدونم اما انگار خیلی نیازمه تنها باشم.همین هر چی ارزوی خوبه مال تو هر چی که خاطره داریم مال من اون روزای عاشقونه مال تو این شبای بی قراری مال من sunday + نوشته شده در سه شنبه هشتم خرداد 1386 توسط ساکورا |
یه روز صبح زنگ زدم به دوستم فکر هم کنم دم دمای عید بود .ازش پرسیدم چه کار میکردی؟ اونم با کلی خوشی و سر خوشی گفت : داشتم شیشه پاک میکردم.نمیدونی چه حالی میده حسه خوش بختی میکنم وکلی ار این حرفا.منم با کلی خنده بهش گفتم :دیونه مگه شیشه پاک کردن حس خوش بختی میاره .کلی م دستش انداختم.حالا هر چی فکر میکنم میبینم اصلا رندگی همینه یه ادم درست و حسابی ار ثانیه های زندگیش اصلا از نفس نفس رندگیش باید لذت ببره.اینم این نتیجه رو داره که من اصلا ادم سالمی نیستم.اینو ار خیلی چیرای دیگه قبلا هم فهمیده بودم.همش وقتی واسم مشکل پیش میادوقتی عاجرو در مونده به قول استادمون مات میمونم میگم در اینده حتما از مشکلام پل میسارم کلی ار این حرف قشنگام که زندگیمو فکرمو خنک میکنه.اما اخه کدوم اینده من نمیدونم اصلا چرا انقدر واسم اینده دور شده.....!!!؟؟؟؟ حالام به خودم خوده خودم قول دارم همهچی رو از همین حالا شروع کنم{حتی خداحافظ}.انقدر این چند وقته درد کشیدم که جای تمام رنجا رو گاهی تو لبخند های الانم حس میکنم.بابا من اصلا میخوام کلی انقلاب کنم واسه خودم.نمی دونم سرو کله این همه روحیه از کجا پیدا شد... 1.من از احساس ششششکککککک کردن به احساس تو بیزارم 2.احسان بجنب پس کی میخوای بیای؟ 3.فاصله سنگین است 4.این روزا انقده دلم خوای جودی رو کرده.......همین هر چی ارزوی خوبه مال تو هر چی که خاطره داریم مال من اون روزای عاشقونه مال تو این شبای بی قراری مال من + نوشته شده در سه شنبه هشتم خرداد 1386 توسط ساکورا |
|